در این بررسی تغییرات فصلی شدت نور نسبی در جنگل کاری های 18 ساله توسکای ییلاقی، افرا (پلت)، بلند مازو، زربین و عرصه جنگل طبیعی مجاور آنها در منطقه دارابکلا مورد ارزیابی قرار گرفته است. برای بررسی در آغاز یک هکتار از عرصه های یاد شده تعیین و سپس در هر یک از این محوطه ها، ده پلات به صورت سیستماتیک تصادفی گزینش شد. در تعیین شدت نور نسبی از دوربین مجهز به لنز چشم ماهی بهره گیری شد و در مجموع در طول چهار فصل، 200 مورد عکس برداری از سطح 50 پلات به عمل آمد، شیوه برآورد درصد تاج پوشش نیز بکار رفت که پس از مقایسه، بهره گیری از دوربین با لنز چشم ماهی برتری معنی داری (سطح احتمال 0.01) را نسبت به روش برآورد تاج پوشش نشان داد. میزان تغییرات فصلی شدت نور نسبی در هر یک از تیمارها و همچنین میزان تغییرات شدت نور نسبی هر فصل در بین تیمارهای مختلف، از اختلاف معنی داری برخوردار بود (سطح احتمال 0.05). نتیجه تجزیه و تحلیل مؤلفه های اصلی در ارتباط با میزان اهمیت مشخصه های تاثیرگذار در تغییرات شدت نور نسبی تیمارهای مختلف نشان داد هنگامی که بر پایه محور اول، فراوانی شمار درختان (جنگل کاری های زربین، بلوط و افرا) افزایش می یابد این مشخصه نسبت به مشخصه های قطر برابرسینه و ارتفاع درختان اهمیت بیشتری می یابد و با کاهش فراوانی درختان در واحد سطح (جنگل طبیعی و جنگل کاری توسکا)، متغیرهای قطر برابر سینه و ارتفاع اهمیت می یابند. بر پایه محور دوم نیز، در طول دوره رویش و در جنگل طبیعی به دلیل ناهمسالی، آمیختگی و چند آشکوبه بودن، متغیر تاج پوشش در فصل تابستان تاثیر و اهمیت بیشتری دارد و این در حالی است که در فصل زمستان و دوره خزان برگ ها در کلیه عرصه های جنگل کاری پهن برگ، متغیر شدت نور نسبی اهمیت می یابد. انجام عملیات پرورشی در عرصه های جنگل کاری موجب می شود که به جای متغیر میانگین تراکم درختان، متغیرهای قطر برابر سینه و ارتفاع درخت اهمیت یابند و همچنین شکل گیری تدریجی متغیر تاج پوشش در طول دوره رویش، نسبت به تغییرات شدت نور نسبی در سطح عرصه تاثیرگذار باشد.